تبلیغات
دل نوشته - مطالب هفته چهارم فروردین 1390
عزیزان نظر دادن نشانه ...!!!!

فقط خدا

چهارشنبه 31 فروردین 1390 03:47 ب.ظ

نویسنده : مرضیه
ارسال شده در: مذهبی ،

همه دنیا بخواد و تو بگی نه-
نخواد و تو بگی آره تمومه-
همینكه اول و آخر تو هستی-
به محتاج تو محتاجی حرومه-
تو همیشه هستی اما-
این منم كه از تو دورم-
من كه بی خورشید چشمات -
مثل ماه سوت و كورم-
نمی خوام وقتی تو هستی-
آدمه آدمكا شم-
چرا عادتم تو باشی؟
میخوام عاشق تو باشم-
تازه فهمیدم به جز تو-
حرف هیچكی خوندنی نیست-
آدما میان و میرن-
هیچكی جز تو موندنی نیست-
منو از خودم رها كن-
تا دوباره جون بگیرم-
خستم از این عقل خسته-
من میخوام جنون بگیرم




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: خدا ، فقط خدا ، خدای من ، آفریننده ، خالق ،
آخرین ویرایش: - -

مقایسه عشق و دوست داشتن

چهارشنبه 31 فروردین 1390 03:41 ب.ظ

نویسنده : مرضیه
ارسال شده در: عشق ،
نویسنده : انی کاظمی

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را می گیرد
دوست داشتن بینایی می دهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

دکتر علی شریعتی




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عشق ، دوست داشتن ، دوستی ، دوست ،
آخرین ویرایش: - -

دلتنگی

چهارشنبه 31 فروردین 1390 03:35 ب.ظ

نویسنده : مرضیه
ارسال شده در: عکس ، عشق ،

 

 

یه سلام عاشقونه

با یه بغض بی بهونه

می نویسم تا بدونی

یاد تو، تو دل می مونه

یادته وقتی می رفتی

دم به دم نگات می کردم

بغض سنگین توی چشمام

گفتی: صبر کن برمی گردم

یادته قسم می خوردیم

عزیزم بی تو میمیرم

اما حالا که تو نیستی

من با دلتنگی اسیرم

یادمه وقتی می گفتم

به خدا نمیری از یاد

آه سردی می کشیدی!

توی قلبم مثل فریاد

اما حالا که تو نیستی

حال و روز من خرابه

آخر قصه ی عاشق

اشک و ماتم و سرابه

اما حالا که می بینم

بی تو دل رنگی نداره

توی آسمون چشمام

غروبا بارون می باره

می دونی طاقت ندارم

با غم و غصه اسیرم

زود بیا که خیلی تنهام

به خدا بی تو میمیرم

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دلتنگی

چهارشنبه 31 فروردین 1390 03:32 ب.ظ

نویسنده : مرضیه
ارسال شده در: عکس ،



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دلتنگی ،
آخرین ویرایش: - -

مشکلات, راه ورود خدا به زندگی است...

پنجشنبه 25 فروردین 1390 11:59 ق.ظ

نویسنده : مرضیه

مشکلات و سـختی ها مانند جاده های

 

 

مسـدود نیسـتند، بلکه بیشتر به راه هـای پرپیچ

 

 

می مانند. مطمئناً مشـکل مانع در راه نیسـت، بلکه در

 

 

حـقیـقت تـخته سنگی اسـت که با بالا رفـتن از آن زندگی

 

بهتر، با شکوه تر و پرنور تر می شود. خیلی وقت ها مشکل

 

در حـقیـقت هـمان دری اسـت که خدا از آن وارد زندگی ما

 

 

می شود. ما خود را در پوسته ای سخت محبوس کرده ایم

 

 

که خدا را از ما دور نگه می دارد. مشکلات این پوسته

 

 

را می شکند تا خدا به راحتی وارد زندگیمان شود.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: خدا ، مشكل ، مشكلات ،
آخرین ویرایش: - -

دلتنگی

پنجشنبه 25 فروردین 1390 11:49 ق.ظ

نویسنده : مرضیه
ارسال شده در: سرگرمی ،





یه دوستی میگفت احساس میکنه شبیه یه نیمکته که گاهی کسی میاد میشینه

روش خستگی در میکنه و میره ه ه ه ...احساسش برام قابل درک بود یه جورایی...

عینشو نه ولی شبیه اش رو تجربه کرده بودم، میکنم .... انگار که همیشه خدا روی

یه نیمکت نشسته باشم ...تنها...تنها نشسته باشم و خیره شده باشم به آدمها ،

به پرنده ها ،به آسمون، به خدا!....گاهی یکی پیدا میشه میاد میشینه کنارم...

نمیدونم شاید اونم تنهاس و پر از درد دل...شروع میکنه به حرف زدن...چه لذت بخشه

 شنیدن و گفتن برای یکی که تنهاست و خیره به آدمها، به پرنده ها، به آسمون ،به

خدا!...شنیدن حرفهای پسری که دوره خدمت رفیق جون جونی فرمانده اش شده و

20 روز مونده به آخردوره فرمانده کش
ته میشه و میره برا همیشه ...گفتن اینکه به

 خاطرات خوبت با رفیقت فکر کن نه به خاطره بد رفتن!مرگ چیز بدی نیست!باور کن!...

یادتم باشه این نیز بگذرد....شنیدن حرفهای یه خانم 40-50 ساله خوب و مهربون که

 ازگریه های شبونه اش میگه ...از همه نامردی ها که دیده...و گفتن اینکه فلک به مردم

 نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس و اینکه یادتون

 باشه این نیز بگذرد...شنیدن حرفهای یه دختر کوچولوی 10 ساله که داداش کوچولوشو

 بغل گرفته که
بخندونتش اونوقت بچه رو با کله زده زمین...دختر کوچولویی که با گریه فریاد

 میزنه همش تقصیر من بود!...من خیلی بدم!....و گفتن اینکه عزیز دلم آدمها زمین

نخورن
بزرگ نمیشن که!...یه ساعت بگذره خوب میشه جونم...چقدر این شنیدنها

 و گفتنها رو دوست دارم....

اما نمیدونم چرا درست وقتی که احتیاج دارم یکی بهم بگه یادت باشه این نیز بگذرد...

کسی کنارم نیست یا اگه هست من حرف زدن بلد نیستم!...کسی نیست که بگم

"بوی رفتن "گرفته انگار...که اینو خنده های الکی اش میگه...که هرچی میبینمش

 بیشتر دلم براش تنگ میشه...که هر روز صد دفعه به خدا میگم خدایا نمیگم مرگ رو

 از آدمهات بگیر...میگم فقط تحمل دلتنگی از آسمون ببار!!نیست کسی که بهم بگه

 این نیز بگذرد....این روزها نیمکته خالیه...خالی تر از همیشه....خالیه که میرم یه

 ساعتی صندلی روبرویی یه آقای دکتر خوش تیپ که همش نگاهش به عقربه های

 ساعته رو اجاره میکنم...تا اون نگاهم کنه و من اشکامو روبروی اون قورت بدم!...

نمیشه اشکهای لخت رو دردهای عریون رو برای غریبه ها رو کرد!!!



هر شب که می خواهم بخوابم
می گویم
صبح که آمدی با شاخه ای گل سرخ
وانمود می کنم
هیچ دل تنگ نبوده ام
صبح که بیدار می شوم
می گویم
شب، با چمدانی بزرگ می آید
و دیگر
نمی رود
                                                     «کیکاوس یاکیده»

پ.ن:کاش آقای دکتر جای قرص آرام بخش و خواب آور ،مسکن دلتنگی بهم میداد!




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دلتنگ ، دلتنگی ، دلتنگ شدن ،
آخرین ویرایش: - -